آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٣ - مناط ايجاب و سلب در مانعة الخلو
بالقضيّة الّا هذا فاذا ادخلت عليه اداة الاتّصال مثلا و قلت « ان كانت الشّمس طالعه » لم يصحّ حينئذ ان تسكت عليه و لم يحتمل الصدق و الكذب بل احتجت الى ان تضمّ اليه قولك مثلا « فالنّهار موجود » .
ترجمه : مرحوم محشّى در ذيل عبارت مصنّف يعنى « عن التّمام » ميفرمايد :
مقصود از اينكلمه اينست كه طرفين قضيّه بواسطه ادات اتّصال و انفصال از اينكه صحيح باشد سكوت بر آنها و احتمال صدق و كذب در آنها راه داشته باشد خارج گردند .
مثلا وقتى مىگوئيم : الشمس طالعه ( يعنى خورشيد تابان است ) اينجمله مركب تام خبرى است كه در آن احتمال صدق و كذب على السّويّه داده ميشود و مقصود از « قضيه » همين معنا است سپس اگر ادات اتّصال بآن اضافه نموده و بگوئيم « ان كانت الشمس طالعه » يعنى اگر خورشيد تابان باشد، ديگر سكوت بر آن صحيح نبوده و جاى سؤال است كه در اينوقت چه خواهد شد و نيز كلام از قابليّت احتمال صدق و كذب خارج ميگردد از اينرو اگر بخواهيم جاى سؤال را پر كرده و كلام را بحالت قبل برگردانده و قابليّتش براى احتمال مزبور را بآن بازگردانيم بناچار محتاجيم عبارت « فالنهار موجود » را بآن ضميمه كنيم .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص