آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٨ - نوع اضافى و نسبتش با نوع حقيقى
پس بايد گفت نوع اضافى دائما يا نوع حقيقى است كه در تحت جنس مندرج است همچون « انسان » كه در تحت حيوان است و يا جنسى است كه در تحت جنس ديگر مندرج ميباشد مانند حيوان كه در تحت جسم نامى قرار گرفته .
پس در اوّل يعنى انسان نوع حقيقى و اضافى با هم تصادق داشته و در دوّمى اضافى صادق بدون حقيقى صادق است و ممكنست در موردى حقيقى صادق باشد بدون اضافى و آن در جائى است كه نوع بسيط و بدون جزء باشد چه آنكه بسيط جنس نداردو وقتى جنس نبود نوع اضافى غير متحقّق است و براى آن نقطه را مثال آوردهاند ولى در اين مثال ميتوان مناقشه كرد .
و حاصل كلام آنكه نسبت بين نوع اضافى و حقيقى عام و خاص من وجه است .
شارح گويد :
وجه مناقشه محشى عليه الرّحمه در ذيل « قوله : و النقطة » به بيان خود ايشان تقرير و تشريح شده است .
شرح : قوله : و قد يقال على الماهيّة :
ضمير مستتر در « يقال » به نوع راجع است و كلمه « المقول عليها » صفت براى ماهيّت بوده و « على غيرها » معطوف بآن و « الجنس » نائب فاعل برا « المقول » ميباشد .
قوله : خارجان عنها :
يعنى از ماهيّت .
قوله : بسيطا لا جزء له :
جمله « لا جزء له » صفت توضيحى براى « بسيطا » است .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص