تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨ - تفسير آفرينش نخستين دليل قاطعى است بر معاد
و به اين ترتيب قدرتنمايى خدا را در اين نيروى عظيمى كه به قطره آب ناچيزى داده مجسم مىكند.
اما از سوى ديگر: او يك موجود فراموشكار و مغرور است، و اين نعمتهايى را كه ولى نعمتش به او بخشيده در برابر او به كار مىگيرد و به مجادله و مخاصمه برمىخيزد، زهى بيخبرى و خيره سرى!
آرى او (ابى بن خلف، يا امية بن خلف، يا عاص بن وائل) در بيابان قطعه استخوان پوسيدهاى را پيدا مىكند، و استخوانى كه معلوم نبود از چه كسى است؟
آيا به مرگ طبيعى مرده؟ يا در يكى از جنگهاى عصر جاهلى به طرز فجيعى كشته شده؟ يا بر اثر گرسنگى جان داده؟ به هر صورت فكر مىكرد دليل دندانشكنى براى نفى معاد پيدا كرده است، با خشم توأم با خوشحالى قطعه استخوان را برداشته، مىگويد: لأخاصمن محمدا (من با همين دليل به خصومت با محمد برمىخيزم) آن چنان كه نتواند جوابى دهد! با عجله به سراغ پيامبر اسلام ص آمد و فرياد زد بگو ببينم چه كسى
[١]" رميم" از ماده" رم" به گفته" راغب" در مفردات اصل" رم" بر وزن" ذم" به معنى اصلاح و ترميم موجود كهنه و پوسيده است،" رمة" بر وزن همت بالخصوص به معنى استخوان پوسيده مىآيد و" رمة" بر وزن" قبه" به طناب پوسيده گفته مىشود.