تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٠ - ٢- هيچ راه بازگشتى وجود ندارد!
اين حقيقت در آيات متعددى از قرآن مجيد آمده است، از جمله در آيه ٢٨ سوره انعام كه در بالا اشاره شد كه قرآن صريحا چنين اشخاصى را تكذيب كرده مىگويد:" اگر باز گردند برنامه همان برنامه سابق است".
ولى در آيه ٥٣ اعراف تنها به اين قناعت مىكند كه آنها افراد زيانكارى هستند ولى به درخواستشان براى بازگشت صريحا پاسخى نمىگويد: فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ:
" آيا امروز شفيعانى براى ما پيدا مىشود تا براى ما شفاعت كنند؟ يا به ما اجازه مىدهند كه باز گرديم و غير از آنچه عمل مىكرديم انجام دهيم؟ آنها سرمايه وجود خويش را از دست دادند و زيان كردند، و افتراهايى را كه مىبستند همه گم شدند، و اثرى از معبودهاى ساختگى آنها در آنجا پيدا نمىشود"! همين معنى در آيات ١٠٧ و ١٠٨ سوره مؤمنون به گونهاى ديگر آمده است: رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْها فَإِنْ عُدْنا فَإِنَّا ظالِمُونَ قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ:
" پروردگارا ما را از دوزخ خارج كن اگر ما باز گشتيم (و همان اعمال را تكرار كرديم) ما ستمكاريم در پاسخ آنها مىفرمايد:" دور شويد و با من سخن مگوييد"! به هر حال اينها تقاضايى است بيهوده، و آرزوهايى است محال، و شايد خود آنها نيز كم و بيش مىدانند اما از شدت استيصال و بيچارگى اين تقاضا را تكرار مىكنند، بايد تا امروز فرصت در دست داريم هر چه مىخواهيم انجام دهيم.