تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠ - تفسير آنجا كه نه غمى است، نه رنجى، و نه درماندگى!
از كتب لغت و تفسير آمده هر دو به يك معنى است، و در اصل به معنى ناهموارى زمين است، و از آنجا كه غم و اندوه روح انسان را ناهموار و خشن مىسازد، اين تعبير در اين معنى به كار رفته است [١] سپس اين مؤمنان بهشتى مىافزايند:" پروردگار ما غفور و شكور است" (إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ).
با وصف غفوريتش اندوه سنگين لغزشها و گناهان را بر طرف ساخته، و با وصف شكوريتش مواهب جاودانى كه هرگز سايه شوم غم بر آنها نمىافتد به ما ارزانى داشته.
گناهان بسيار ما را غفرانش پوشانده، و اعمال اندك و ناچيز ما را با شكوريتش پاداش فراوان بخشيده.
از يك سو آنجا سراى اقامت است و چنان نيست كه انسان تا مىخواهد به محيط آن آشنا شود و به آن دل ببندد بانگ" الرحيل" سر داده شود.
[١] در" تاج العروس" از بعضى از علماى ادب نقل شده هنگامى كه اين كلمه با اعراب رفع و جر به كار مىرود با سكون" ز" تلفظ مىشود، و هنگامى كه به صورت منصوب است با فتح" ز" البته اين سخن نمىتواند به صورت يك قانون هميشگى در ادبيات عرب باشد، هر چند غالبا چنين است، زيرا در قرآن مجيد در بعضى از موارد در حالت نصبى نيز با سكون" ز" آمده است.