تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦ - تفسير آنها راه فرار ندارند
گاه پيامبر ص را" ساحر" مىخواندند، گاه" مجنون"، گاه" كذاب" و گاه قرآن را ساخته فكر بشر مىدانستند، و گاه بهشت و دوزخ و قيامت را به كلى انكار مىكردند، تمام اينها يك نوع" رجم به غيب" و" تير در تاريكى" و" قذف مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ" بود.
در يك لحظه دردناك تمام اموال و ثروتها، تمام كاخها و مقامها، و تمام آرزوهاى خود را مىبينند كه از آنها جدا مىشود، آنهايى كه سخت به يك درهم و دينار چسبيده بودند و دل از كمترين امكانات مادى بر نمىكندند چه حالى خواهند داشت در آن لحظه كه بايد با همه آن يكباره وداع گويند، و چشم بپوشند، و به سوى آيندهاى تاريك و وحشتناك گام بردارند؟
براى جمله" حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ" (ميان آنها و آنچه علاقه داشتند جدايى افكنده مىشود) دو تفسير بيان كردهاند:
نخست تفسيرى است كه در بالا گفته شد، ديگر اينكه آنها مىخواهند ايمان بياورند و گذشته را جبران كنند اما ميان آنها و اين تقاضا جدايى افكنده خواهد شد.
ولى تفسير اول با معنى جمله" ما يشتهون" مناسبتر است، بعلاوه در آيات قبل جمله (أَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ) مساله عدم دسترسى آنها به ايمان در هنگام مرگ و عذاب استيصال آمده بوده و نياز به تكرار نيست.
ذكر اين نكته نيز لازم به نظر مىرسد كه بسيارى از مفسران اين آيات را ناظر به مجازات روز قيامت و ندامت گناهكاران در عرصه محشر دانستهاند، ولى