تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - ١- زير بناى همه تحولها
چگونه ممكن است آئينى همچون اسلام وسيله تخدير يا مولود جهل باشد در حالى كه آورندهاش به اعلا صوت خود همه انسانها را مخاطب ساخته و مىگويد قيام و نهضت كنيد براى زنده كردن انديشههاى خفته، آنهم در محيطى آرام و خالى از غوغا.
در محيطى دور از هوا و هوس و امواج تبليغاتى مسموم.
دور از تعصبها، و دور از لجاجتها.
براى خدا قيام كنيد و انديشه كنيد.
كه تنها اندرز من به شما همين است و بس! آيا چنين آئينى را كه نه تنها در اينجا بلكه در موارد بسيار زيادى همين دعوت را تكرار كرده متهم به تخدير افكار ساختن مضحك نيست؟! به خصوص اينكه مىگويد نه فقط در حال تنهايى و انفرادى انديشه كنيد، بلكه به صورت دو نفرى و با معاضدت يكديگر بتفكر پردازيد، محتواى دعوت انبياء را بشنويد، دلائل آنها را مورد مطالعه قرار دهيد، اگر با عقل شما هماهنگ بود پذيرا شويد.
حوادثى كه در عصر و زمان ما به خاطر قيام مسلمانان انقلابى در كشورهاى مختلف در برابر قدرتهاى جهنمى شرق و غرب روى داد، و دنيا را در نظر مستكبران تيره و تار كرد و پايههاى قدرتشان را لرزان ساخت نشان داد كه آنها اين نكته را درست فهميده بودند كه عقائد اصيل مذهبى دشمن سرسخت آنها و خطر عظيمى است براى آنها، و نيز نشان داد كه هدف اين اتهاماتى كه به مذهب بستهاند چيست؟
راستى عجيب است در تحليلهاى به اصطلاح فلسفى جامعهشناسان غربى اين مساله را مسلم مىگيرند كه جهانى ما وراء طبيعت نيست و دين يك پديده ساختگى بشر است، سپس بر سر اين مساله دعوا مىكنند كه عامل آن چيست؟ مسائل