تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣١ - تفسير با كدام منطق آيات ما را انكار مىكنند؟
قرآن در آيه بعد بر تمام ادعاهاى آنها خط بطلان مىكشد، هر چند ناگفته بطلانش روشن است، تمام ادعاهاى واهى آنها را با يك" جمله پاسخ مىدهد، مىگويد" ما قبلا چيزى از كتابهاى آسمانى را به آنها ندادهايم كه آن را بخوانند و بر اساس آن به انكار دعوت تو بپردازند، و قبل از تو هيچ پيامبرى براى آنها نيز نفرستاديم" (وَ ما آتَيْناهُمْ مِنْ كُتُبٍ يَدْرُسُونَها وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ قَبْلَكَ مِنْ نَذِيرٍ).
اشاره به اينكه اين ادعاها از كسى قابل طرح است كه قبلا پيامبرى به سراغ او آمده و كتاب آسمانى براى او آورده و محتواى دعوت تازه را با آن مخالف مىبيند و به تكذيب برمىخيزد، گاه مىگويد آئين نياكانتان از دست نرود، و گاه مىگويد اين دعوت جديد دروغ است، و گاه آورندهاش را ساحر مىخواند.
اما كسى كه تنها به اتكاء فكر خود- بدون هيچگونه وحى آسمانى- و با نداشتن بهرهاى از علم، خرافاتى به هم بافته حق ندارد چنين قضاوت كند.
از اين آيه ضمنا اين نكته استفاده مىشود كه انسان تنها به نيروى عقل خويش نمىتواند راه پر نشيب و فراز زندگى را طى كند، بلكه بايد از نيروى وحى مدد گيرد و با كمك خضر رسالت گام بردارد و گر نه ظلمات است كه بايد از خطر گمراهى بترسد.
" در حالى كه اينها از نظر قوت و قدرت حتى به يك دهم آنچه به اقوام پيشين داديم نمىرسند" (وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ).
اما ببينيد سرنوشت آنها به كجا رسيد؟ آرى" آنها رسولان مرا تكذيب