تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥ - تفسير به من بگوئيد چرا
اين دو نام كه از اسماء الحسنى الهى است، يكى اشاره به قدرت او بر مساله جداسازى صفوف مىكند، و ديگرى به علم بى پايان او، چرا كه جدا ساختن صفوف حق و باطل از يكديگر بدون اين دو ممكن نيست.
تكيه كردن در آيه فوق بر روى عنوان" رب" (پروردگار) اشاره به اين است كه خداوند مالك و مربى همه ماست، و اين مقام ايجاب مىكند كه برنامه چنين روزى را فراهم سازد، و در حقيقت اشاره لطيفى است به يكى از دلائل" معاد".
واژه" فتح" به طورى كه" راغب" در" مفردات" مىگويد: در اصل به معنى از بين بردن پيچيدگى و اشكال است، و آن بر دو گونه است: گاهى با چشم ديده مىشود، مانند گشودن قفل، و گاه با انديشه درك مىشود مانند گشودن پيچيدگى اندوهها و غصهها، و يا گشودن رازهاى علوم، و همچنين داورى كردن ميان دو كس و گشودن مشكل نزاع و مخاصمه آنها.
بنا بر اين اگر در مورد جداسازى صفوف مخصوصا در آنجا كه همه با هم آميختهاند اين واژه به كار رفته، به خاطر همين است، چرا كه علاوه بر جداسازى در ميان آنها قضاوت و داورى كه يكى از معانى فتح است نيز انجام مىگيرد و هر كدام را به آنچه استحقاق دارد جزا مىدهد.
قابل توجه اينكه در بعضى از روايات روى ذكر" يا فتاح" براى حل مشكلات تكيه شده است، چرا كه اين اسم بزرگ الهى كه به صورت صيغه مبالغه از" فتح" آمده بيانگر قدرت پروردگار بر گشودن هر مشكل و از ميان بردن هر اندوه و غم، و فراهم ساختن اسباب هر فتح و پيروزى است، در واقع هيچكس جز او" فتاح" نيست، و" مفتاح" و كليد همه درهاى بسته در دست قدرت اوست.