تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٠ - تفسير به من بگوئيد چرا
شفاعت مىدهد؟ و در باره چه كسانى؟ و اين حالت اضطراب و نگرانى هم چنان ادامه مىيابد)" تا زمانى كه فزع و اضطراب از دلهاى آنها زايل گردد، و فرمان از ناحيه خدا صادر شود" (حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ) [١] به هر حال آن روز غوغايى برپاست، چشم شفاعت شوندگان به شافعان دوخته شده، و با زبان حال، يا به زبان قال، ملتمسانه از آنها تقاضاى شفاعت مىكنند.
اما شفاعت كنندگان نيز چشم به فرمان خدا دوختهاند، تا چگونه، و در باره چه كسى اجازه شفاعت دهد؟ اين وحشت و اضطراب عمومى و همگانى ادامه مىيابد، تا فرمان شفاعت در باره كسانى كه لايق آن هستند از طرف خداوند حكيم صادر شود.
اينجاست كه هر دو گروه رو به يكديگر مىكنند و از هم" مىپرسند (يا مجرمان از شافعان مىپرسند) پروردگار شما چه دستورى داد"؟ (قالُوا ما ذا قالَ رَبُّكُمْ).
" در پاسخ مىگويند: خداوند حق را بيان كرد" (قالُوا الْحَقَ).
و حق چيزى جز اجازه شفاعت در باره آنها كه رابطه خود را به كلى از درگاه خدا قطع نكردهاند مىباشد، نه آلودگانى كه تمام حلقههاى ارتباطى را در هم شكستند، و به كلى از خدا و پيامبر ص و دوستان او بيگانه شدند.
و در پايان آيه اضافه مىكند:" او است خداوند بلند مقام و بزرگ مرتبه" (وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ).
اين جمله دنباله سخن شافعان و مكمل آنست در حقيقت آنها مىگويند
[١]" فزع" از ماده" فزع" هر گاه به وسيله" عن" متعدى شود به معنى ازاله فزع و بر طرف ساختن وحشت و اضطراب است، اين ماده حتى در صورتى كه در شكل ثلاثى مجرد باشد و با عن متعدى شود نيز همين معنى را دارد.