تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٣ - تفسير تمام آيات الهى را ناديده مى گيرند
نفوس، و تربيت انسانها از طريق ايثار و فداكارى و گذشت و انفاق قرار دهد، و انسان را كه استعداد رسيدن به مقام خليفة اللهى دارد از اين طريق به آن مقام منيع برساند، از طريق زكات تطهير نفوس كند، و از طريق انفاق بخل را از دلها بزدايد، و فاصله طبقاتى را كه منشأ هزاران فساد در زندگى بشر است از بين ببرد.
اين درست به آن مىماند كه افرادى بگويند چه ضرورتى دارد كه ما درس بخوانيم و يا ديگرى را درس بدهيم؟ اگر خدا مىخواست به همه ما علم مىداد تا هيچكس نياز به فرا گرفتن علم نداشته باشد، آيا هيچ عاقلى اين منطق را مىپذيرد؟ [١] جمله" قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا" كه تكيه روى عنوان كفر آنها كرده با اينكه ممكن بود به جاى آن تنها از ضمير استفاده شود اشاره به اين است كه اين منطقهاى خرافى و بهانهجوئيها از" كفر" سرچشمه مىگيرد!.
و تعبير" مؤمنان" به" أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ" (انفاق كنيد از آنچه خداوند به شما روزى داده) اشاره به اين است كه در حقيقت مالك اصلى خداست هر چند اين امانت چند روزى به دست ما و شما سپرده شده است، و چقدر بخيلند كسانى كه حاضر نيستند حتى مال كسى را به ديگرى به فرمان او بدهند؟! در تفسير جمله" إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ مُبِينٍ" (شما در گمراهى آشكارى هستيد) سه احتمال وجود دارد:
[١] جمعى از مفسران اين احتمال را نيز دادهاند كه عرب در آن زمان به مهماندوستى معروف بود، و از انفاق خود دارى نمىكرد، هدف كافران اين بود كه مؤمنان را استهزا كنند، چرا كه آنها همه چيز را به مشيت خدا نسبت مىدادند، آنها نيز به عنوان استهزا گفتند: اگر خدا مىخواست فقيران را بىنياز مىساخت، نيازى به انفاقهاى ما نيست، ولى تفسيرى كه در بالا ذكر كرديم مناسبتر به نظر مىرسد (به تفسير تبيان و قرطبى و روح المعانى ذيل آيات مورد بحث مراجعه شود).