تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٠ - سر آغاز" قلب قرآن"
سپس قرآن به عنوان يكى پيشگويى درباره سران كفر و سردمداران شرك مىگويد:" فرمان و وعده الهى بر اكثر آنها تحقق يافته و به همين دليل ايمان نمىآورند" (لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ).
در اينكه منظور از" قول" در اينجا چيست مفسران احتمالاتى دادهاند، ولى ظاهرا منظور همان وعده عذاب جهنم براى پيروان شياطين است، چنان كه در آيه ١٣ سوره سجده آمده است" وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ":" ولى سخن من در باره آنها تحقق يافته كه دوزخ را از جن و انس پر مىكنم"، و در آيه ٧١ سوره زمر مىخوانيم وَ لكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَى الْكافِرِينَ:" ولى حكم و وعده عذاب در باره كافران محقق شده است".
به هر حال اين در مورد كسانى است كه تمام خطوط ارتباطى خود را با خدا قطع كرده بودند، پيوندها را گسسته، و تمام دريچههاى هدايت را به روى خود بسته بودند، و لجاجت و عناد و خيرهسرى را به حد اعلى رساندهاند آرى اينها هرگز ايمان نخواهند آورد و راه بازگشتى ندارند چرا كه تمام پلها را در پشت سر خود ويران كردهاند.
حقيقت اين است كه انسان در صورتى اصلاحپذير و قابل هدايت است كه فطرت توحيدى خود را با اعمال زشت و اخلاق آلودهاش به كلى پايمال نكرده باشد و گرنه تاريكى مطلق بر قلب او چيره خواهد شد و تمام روزنههاى اميد براى او بسته مىشود.
ضمنا از اين سخن روشن شد كه منظور از اين اكثريتى كه هرگز ايمان نمىآورند سران شرك و كفرند و همين گونه شد كه گروهى در جنگهاى اسلامى در حال شرك و بت پرستى كشته شدند، و بعضى كه باقيماندند تا پايان كار در دل ايمان نداشتند، و گرنه اكثريت مشركان عرب بعد از فتح مكه به مفاد يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً (سوره نصر آيه ٢) گروه گروه وارد اسلام شدند.