تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٨ - استكبار و حيله گرى سر چشمه بدبختيهاى آنها بود
چنين نيست، زيرا در مورد اول اضافه به فاعل است، و در مورد دوم به مفعول، در مورد اول سخن از سنتگذار است، و در مورد دوم سخن از كسى است كه اين سنت الهى در باره او اجرا مىشود.
آيه بعد اين گروه مشرك و مجرم را به پىگيرى آثار گذشتگان و سرنوشتى كه به آن گرفتار شدند دعوت مىكند، تا آنچه را از تاريخ درباره آنها شنيدهاند با چشم در سرزمينهاى متعلق به آنها، و در لابلاى آثارشان ببينند، تا بيان به عيان تبديل گردد.
مىفرمايد:" آيا سير در زمين نكردند تا بنگرند عاقبت كار كسانى كه پيش از آنها بودند چه شد"؟! (أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ*).
اگر اينها چنين تصور مىكنند كه از آنان نيرومندترند سخت در اشتباهند، چرا كه" آنها از اينها قويتر و پر قدرتتر بودند" (وَ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً).
فرعونيان كه سرزمين مصر را جولانگاه قدرت خويش قرار داده بودند و نمروديان كه با قدرت تمام بر پهنه سرزمين بابل و كشورهاى ديگر حكومت مىكردند آن چنان قوى بودند كه بت پرستان مكه در برابر آنها هيچ به حساب نمىآيند.
به علاوه انسانها هر قدر نيرومند و قوى باشند قدرت آنها در برابر قدرت خداوند صفر است، چرا كه" نه چيزى در آسمان، نه در زمين، از حوزه قدرت او فرار نخواهد كرد، و او را عاجز و ناتوان نخواهد ساخت" (وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْءٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ [١]
[١] جمله" ليعجزه" همانگونه كه قبلا گفتهايم از ماده" اعجاز" به معنى ناتوان ساختن است و به همين علت در بسيارى از موارد به معنى گريختن از قلمرو قدرت يا دست نيافتن بر كسى آمده است.