تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠١ - درياى آب شيرين و شور يكسان نيستند!
و به هر حال مرحله" زوجيت" مرحله تداوم نسل انسان و تكثير مثل او است، و اينكه بعضى احتمال دادهاند" ازواج" در اينجا به معنى" اصناف" و يا" روح و جسم" و مانند آن است بسيار بعيد به نظر مىرسد.
سپس وارد چهارمين و پنجمين مرحله حيات انسان شده، موضوع" باردارى مادران" و" وضع حمل" آنها را پيش كشيده، مىگويد:" هيچ جنس مادهاى باردار نمىشود و وضع حمل نمىكند مگر به علم پروردگار" (وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ).
آرى مساله" باردارى" و تحولات و دگرگونيهاى بسيار عجيب و پيچيده جنين، سپس رسيدن به مرحله وضع حمل و دگرگونيهاى شگفتانگيزى كه در آن لحظه حساس و بحرانى به مادران از يك سو، و به جنين از سوى ديگر دست مىدهد، به قدرى ظريف و دقيق است كه جز به اتكاى علم بى پايان خداوند امكان پذير نيست كه اگر نظام حاكم بر آن سر سوزنى اختلال يابد برنامه حمل يا وضع حمل دچار آشفتگى و يا اختلال مىگردد، و به فساد و تباهى مىكشد.
اين پنج مرحله از زندگى انسان هر يك از ديگرى عجيبتر و شگفتآورتر است.
خاك بيجان و مرده كجا و انسان زنده عاقل و هوشيار و پر ابتكار كجا؟! نطفه بىارزش كه از چند قطره آب متعفن تشكيل شده كجا و انسانى رشيد و زيبا و مجهز به حواس مختلف و دستگاههاى گوناگون كجا؟! [١] از اين مرحله كه بگذريم مساله تقسيم نوع انسان به دو جنس" مذكر" و" مؤنث" با تفاوتهاى فراوان در جسم و جان، و مسائل فيزيولوژيكى به ميان مىآيد كه از همان آغاز انعقاد نطفه، راه خود را از يكديگر جدا كرده و هر كدام
[١]" نطفه" همانگونه كه سابقا گفتهايم در اصل به معنى آب يا آب اندك صاف است سپس به همين مناسبت به آب اندكى كه مبدء انعقاد جنين مىشود اطلاق شده است.