تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٢
و هم توان هستند حساب میکنند که در صورتی نفع خواهند برد که رعایت یکدیگر را بکنند . اما وقتی هر کدام در مقابل ملتی ضعیف قرار گرفت ، دیگر این کار دلیل ندارد . در این صورت اعتراض راسل به آمریکا که مثلا چرا شما در ویتنام میجنگید و این کار ، غیر انسانی است ، حرف نامعقولی است . زیرا غیر انسانی یعنی چه ؟ آمریکا چه الزامی دارد که نجنگد ؟ بهر حال این یک مکتب است که مسلم مکتب بسیار سخیفی است یعنی اساسا تجویز میکند و به زورمند اجازه میدهد که زور بگوید . این ، حرف درستی است ولی دیگر اخلاق نیست . زیرا به قوی نمیتواند فرمان دهد که با آنکه مطمئن هستی ضعیف نمیتواند نسبت به تو کاری انجام دهد ، [ این کار را ] نکن ، دلیل ندارد چرا نکند ؟ این کار برای قوی در چنین مکتبی قطعا مجاز است . پس باید بدنبال چیز دیگری رفت .
٢ - الغای مالکیت فردی
ممکن است یک مکتب بر اساس همان هدفهای مشترک مادی بنا شود ، ولی برای جلوگیری از مفاسد یاد شده راه دیگری پیشنهاد کند و بگوید : ما باید علل تجاوز افراد به یکدیگر را بررسی کنیم ، بعد آن علل را از بین ببریم و لزومی ندارد که آن علل ، علل وجدانی و روانی و تربیتی باشد . اگر از پیروان این مکتب بپرسید در صورت تجاوز قوی به ضعیف چه مانع و رادعی میتواند در برابرش باشد میگویند ، از اول جامعه را طوری بسازیم که اصلا قوی و ضعیف در آن وجود نداشته باشد زیرا ریشه قوی و ضعیف بودن افراد در چیست ؟