تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥
نداند . به عنوان مثال در قدیم مردمی که در شیراز بودند هیچوقت اطلاع پیدا نمیکرد ند که مثلا در قوچان سیلی آمده و چندین هزار نفر را بیخانمان و نابود کرده است . ولی حالا اطلاع پیدا میکنند و ناراحت میشوند . و هزاران حوادث ناراحت کننده دیگر که در گوشه و کنار دنیا اتفاق میافتد . اینست که از نظر آسایش و با مقیاس آسایش این را مورد تردید قرار دادهاند که اینها ملاک پیشرفت و تکامل باشد . حالا ما به اینها کاری نداریم چون معتقدیم که در نهایت امر ، تکامل است ، با تکاملهای انسانی میشود بر اینها مسلط شد ، که بعدا به این موضوع خواهیم پرداخت . پس در مسئله روابط انسان با انسان یا نمیتوان گفت پیشرفت و تکامل صورت گرفته است یا اگر هم صورت گرفته است بدون شک به آن نسبت که ابزار و ساختمان و تشکیلات [ اجتماعات بشری ] جلو رفته است ، حسن رابطه انسان با انسان بهبود پیدا نکرده است .
رابطه انسان با خودش
مسئله دیگر رابطه انسان با خودش ، با نفس خودش است که نامش اخلاق است . اگر نگوئیم تمام سعادت بشر در برقراری حسن رابطه خودش با خودش است که البته اینطور هم نمیگوئیم زیرا که اغراق است ، ولی اگر موجبات سعادت بشر را با یکدیگر بسنجند و بخواهند درصد بگیرند مسلما درصد عمده سعادت بشر در رابطه انسان با خودش و به عبارت دیگر با نفس خودش است ، در رابطه