تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩
است از تراکم ، یعنی ابتداء جمع شدن یک عده اجزاء ، و بعد تقسیم شدن ، از تجانس خارج شدن و به سوی عدم تجانس رفتن و به اصطلاح ارگانیزه شدن ، عضو عضو شدن ، جزء جزء شدن ، و سپس یک رابطه وحدت میان اعضا برقرار شدن ، همان طور که میدانید در نطفه ، آن سلولی که از ترکیب دو سلول نر و ماده بوجود میآید اول یک حالت بسیطی دارد بعد شروع میکند به تجمع و تراکم یعنی یکی ، دو تا میشود ، دوتا چهارتا میشود ، چهارتا هشت تا میشود ، هشت تا شانزده تا میشود و مرتب تقسیم میشود ولی صرفا جنبه ازدیاد کمی دارد . به یک مرحله که رسید صورت تقسیم شروع میشود ، تغییر ماهیت میدهند ، یک گروه مثلا به صورت سلسله اعصاب درمیآیند ، گروه دیگر قلب را و گروهی دیگر کبد را تشکیل میدهند و . . . و همه گروهها نیز باهم یک وحدت و ارتباطی دارند . از همه اینها یک انسان تشکیل میشود . در این جهت هم جامعه انسان بدون شک پیشرفت کرده است میخواهید اسم آن را تکامل بگذارید ، میخواهید نگذارید . یعنی ساخت اجتماع از آن بساطت اولیه به صورت یک پیچیدگی در آمده است . ساختمان جامعههای بدوی و جامعههای قبایلی خیلی ساده است ، یک نفر رئیس قبیله است و یک عده افراد آن ، که احیانا رئیس قبیله نوعی تقسیم کار در میان آنها بوجود آورده آنهم چند تا کار بیشتر وجود ندارد . ولی شما میبینید که هر چه علم و فن پیش رفته ، در جامعه هم تقسیمات زیاد شده ، کار زیاد شده ، تقسیم کار زیاد شده و اعضا برای جامعه زیاد شده است . شما شغلها و کارها و طبقات شغلی