تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢
غایت خلقت است نیز خود به صورت کلی نباید مورد بحث قرار گیرد ، و
جای بحث نیست .
در اینکه هدف زندگی هر فرد از نظر فردی چه باید باشد به این صورت کلی
باز جای بحث نیست و [ پاسخ آن ] به طور کلی این است که ما چه میتوانیم
باشیم و چه استعدادهائی بالقوه در ما هست که میتوانیم آن استعدادها را
به فعلیت برسانیم ؟ هدف زندگی ما هم باید همانها باشد . ولی تا این
مقدار بحثها کلی و سر بسته است . باید ببینیم آیا خود قرآن بطور جزئیتر
و مشخصتر درباره هدف انسان بحث کرده است یا نه ؟ آیا گفته که انسان
برای چه خلق شده است ؟ آیا درباره بعثت انبیاء بحثی کرده است که برای
چه بوده است ؟ و آیا گفته است که انسانها برای چه زندگی کنند ؟ .
ما غالبا به مفهوم کلی که درست هم هست میگوئیم انسان برای رسیدن به
سعادت آفریده شده است و خداوند هم از خلقت انسان غرضی ندارد و سودی
نمیخواهد ببرد ، و انسان را آفریده است که به سعادت برسد . منتها انسان
در مرتبهای از وجود و وضعی است که راه خودش را باید آزادانه انتخاب
کند و هدایت انسان تکلیفی و تشریعی است نه تکوینی و غریزی و جبری . لذا
انسان بعد از اینکه راه نموده شده گاهی حسن انتخاب به خرج میدهد و گاهی
سوء انتخاب " « انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا »" [١] .
[١] سوره انسان آیه ٣ ما راه را به او ( انسان ) نمودهایم سپاس دارد یا کفران پیشه کند .