تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦
و قشریان نبرد کرده است . او اسلام را آنچنانکه شایسته است شناخته است و لهذا حق عقل را محترم شمرده است . شیخ طوسی با آنکه محدثی عظیم الشان است و کتاب " تهذیب الاحکام " و کتاب " استبصار " او بهترین دلیل بر مدعا است ، مسائل اصول دین را حق طلق عقل میداند به این معنی که تعبد و تقلید را در این مسائل جایز نمیشمرد . وی در " عده الاصول " به گروهی از جامد فکران که در شیعه پیدا شدند اشاره میکند و بر سبیل انتقاد میگوید : اذا سئلوا عن التوحید او العدل او صفات الائمه او صحه النبوه قالوا روینا کذا . یعنی اگر از اینان در باب توحید یا عدل یا امامت یا نبوت پرسش شود بجای آنکه به دلیل عقلی استناد کنند به ذکر روایات میپردازند . شیخ طوسی مانند هر عالم روشنفکر دیگر اسلامی میداند که اصول عقائد باید اجتهادا و از روی فهم مستقیم برای اذهان روشن شوند و نقش آثار نقلی در این مطالب ، که البته نقش بسیار اصیلی است نقش هدایت و راهنمائی و تعلیم و ارائه عقول به دلائل است نه نقش فرمان و مولویت و تعبد . شیخ طوسی در مقدمه کتاب نفیس " مبسوط " نیز از گروه جامد فکران گله آغاز میکند ، میگوید : " من همیشه میشنیدم که فقهاء اهل جماعت فقه ما شیعیان امامیه را تحقیر میکردند . . . و من همواره در اشتیاق بسر میبردم که کتابی تالیف کنم متضمن فروع ( بدون آنکه نیازی به اعمال قیاس پیدا شود ) ولی اشتغالات و گرفتاریها مانع بود و از جمله چیزهائی که عزم مرا میکاست این بود که اصحاب ما کمتر رغبت [ کمترین رغبت ] به این کار نشان نمیدادند زیرا با متون اخبار