تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١
امثال بوعلی گفتهاند نه به عنوان تایید صددرصد گفتهاند . بر اساس این منطق هدف از بعثت انبیاء فقط برقراری عدالت در میان مردم و در واقع زندگی سعادتمندانه مردم در همین دنیاست ، و مسئله معرفت و ایمان به خدا و ایمان به معاد تماما مقدمه است ، زیرا عدالت برقرار نمیشود مگر اینکه مردم به خدای خود آشنا شوند و به معاد ایمان پیدا کنند . پس ایمان مقدمه عدالت است . منطق دوم درست عکس قبلی است ، و آن اینکه شناخت خدا هدف اصلی است ، عبادت خدا هدف اصلی است ، تقرب به خداوند هدف اصلی است و عدالت هدف ثانوی است . برای اینکه بشر در این دنیا بتواند به معنویت فائز و واصل شود باید در دنیا زندگی کند و زندگی بشر جز در پرتو اجتماع امکانپذیر نیست ، و زندگی اجتماعی جز در پرتو عدالت استقرار پیدا نمیکند . پس قانون و عدالت همه مقدمه این است که انسان بتواند در این دنیا با خیال راحت خدا را عبادت کند . اگر این نباشد ، عدالت هیچ ارزشی ندارد . بنابراین مسائل اجتماعی که امروز برای آنها اینقدر اهمیت قائل هستیم و آنها را در زمینه عدالت طرح میکنیم ، هدف انبیاء هستند ولی نه هدف اولی بلکه هدف ثانوی ، یعنی مقدمهاند برای هدف دیگر . نظر سومی در اینجا هست و آن اینکه چه ضرورتی است که ما حتما یک هدف برای بعثت و برای خلقت و زندگی در نظر بگیریم و یکی را هدف اصلی و ما بقی را مقدمه بدانیم . ممکن است بگوئیم پیامبران دو هدف داشتهاند ، برای دو هدف بالاستقلال که هیچیک مقدمه دیگری نیست ، مبعوث شدهاند . یکی برای اینکه حلقه ارتباطی