تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٤
[ گروهی خدا را از روی طمع بندگی میکنند و این عبادت مزد بگیران ( یا
بازرگانان ) است ] . « و قوم عبدوا الله خوفا و تلک عباده العبید »
آنان که از ترس عبادت میکنند کارشان از قبیل کار بردگان است که از
ترس ارباب کار میکنند . « و قوم عبدوا الله شکرا » ( حباله ) که
عبارات مختلف آمده است . [ « فتلک عباده الاحرار » ] [١] و قومی او
را عبادت میکنند نه از روی ترس و نه به خاطر طمع ، بلکه از روی
سپاسگزاری که او را شایسته سپاسگزاری میدانند . یعنی اگر نه ثوابی باشد و
نه بهشتی و نه جهنمی باز هم خدا را عبادت میکنند [ و این عبادت آزادگان
است ] . آن عبارت معروف دیگر از امیرالمؤمنین از همه اینها صریحتر
است که میفرماید : " « الهی ما عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فی جنتک
بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک » " [٢] .
پس این یک نظریه درباره کمال انسان که آنرا در برخورداری بدانیم ، که
اگر در دنیا آنرا مستلزم نفی هر فضیلتی بشماریم و برخورداری را به آخرت
موکول کنیم باز هم مطلب درستی نیست وگرنه باید اصولا کاملترین عبادت هم
برای برخورداری باشد و حال اینکه
[١] نهج البلاغه ، حکمت ٢٢٩ ان قوما عبدوا الله رغبه فتلک عباده التجار و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلک عباده العبید و ان قوما عبدوا
الله شکرا فتلک عباده الاحرار » ( ترجمه : گروهی خدا را از روزی رغبت بندگی میکنند و این عبادت بازرگانان است و گروهی خدا را از روی ترس بندگی مینمایند . و این عبادت غلامان است و گروهی از روی سپاسگزاری خدا را بندگی میکنند و این عبادت آزادگان است ) . [٢] خدایا من تو را از ترس آتشت و به طمع بهشت عبادت نمیکنم بلکه تو را شایسته عبادت یافتهام و عبادتت میکنم .