تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧
مارکسیسم ، انسانیت یا بگوئیم ارزشهای انسانی ، معانی و مفاهیم اخلاقی از قبیل صلح و عدالت را مفاهیمی ایدهآلیستی و بیارزش میدانند . ولی اگزیستانسیالیستها چسبیدند به ارزشهای انسانی برای اینکه بتوانند در انسان یک مبدأ گرایش به وجود بیاورند و نه فقط مبدأ شناخت و فکر ، یعنی یک چیزی که جاذبه داشته باشد و انسان را به سوی خودش بکشاند و بتواند برای انسان هدفهای عالی و متعالی غیر از هدفهای مادی مشخص کند . این بود که بر ارزشهای انسانی و بر آن چیزی که انسانیت نامیده میشود تکیه کردند و این ارزشها را روبنا و قهرا بیارزش تلقی نکردند . ولی باید سؤال کرد شما که میگوئید جهان انبوهی و تودهای از ماده است و تمام هستی جز ماده و فعل و انفعالات مادی چیزی نیست پس این ارزشهای انسانی در جهان مادی چیست ؟ میرویم سراغ انسان . انسان بر طبق این فلسفه چیست ؟ انسان هم جز همین اندام واقعیتی ندارد و ترکیبی است از ماده و مادیات . آنچه که با این ترکیب مادی میتواند رابطه داشته باشد سود است ، منافع است . آن است که حقیقت دارد . اگر من حقیقتی مادی هستم و در واقعیت و بافتمانم جز مادیات چیزی وجود ندارد ، در رابطه من با خارج هم چیزی جز مادیات نمیتواند دخالت داشته باشد . من باید دنبال چیزی بروم که عینیت مادی دارد . برای من خوراک ، پوشاک ، امر جنسی و مسکن امر عینی است . میپرسیم ارزشهای انسانی مثل فداکاری و اینکه انسان با فداکاری ارزشهای انسانی را در خودش تحقق میدهد چیست ؟ جواب میدهند که اینها وجود ندارند ولی انسان به