تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦
و تامی نازل فرموده لکن پیغمبر در تبلیغ و رساندن آن به مردم کوتاهی کرده است و اینها قسمتهائی که پیغمبر اکرم به مردم نرسانده است با رای و خیال خود آنرا وضع میکنند ، و حال آنکه خداوند درباره قرآن که به وسیله پیغمبر به مردم ابلاغ شده است میگوید : " ما در این کتاب از بیان هیچ امر لازمی کوتاهی نکردهایم " و هم میفرماید : " در قرآن بیان هر چیزی که برای مردم لازم است وجود دارد " خداوند فرمود که آیات قرآن بعضی گواه بغض دیگر و مفسر بغض دیگرند و در میان آنها هیچگونه اختلاف و تناقضی وجود ندارد " و اگر از ناحیه خدا نمیبود در آن اختلافات فراوانی مییافتند " ظاهرا قرآن زیبا و باطن آن ژرفا است ، شگفتیهای آن تمام نمیشود و تیرگیها و تاریکیها جز به وسیله قرآن برطرف نمیگردد " . در کافی بعد از کتاب مقاییس بابی دارد تحت عنوان " باب الرد الی الکتاب و السنه و انه لیس شیء من الحلال و الحرام الا و قد جاء فیه کتاب او سنه " . همچنانکه عنوان باب حکایت میکند منظور ائمه اهل بیت علیهالسلام اینست که پایه و اساس فکر نیازمندی به قیاس ، یعنی نارسائی تشریعات الهی اسلامی نسبت به همه فروع و احتیاجات ، غلط است . چنین ناتمامی و نارسائی وجود ندارد . بدیهی است که مقصود این نیست که در هر مورد جزئی و در هر فرعی از فروع در کتاب و سنت دستوری خاص رسیده است . چنین چیزی نه منظور است و نه ممکن ، همچنانکه مقصود آیه کریمه که میفرماید : « ما فرطنا فی الکتاب من شیء »و یا میفرماید : « فیه تبیان کل شیء »این نیست که حکم هر واقعه جزئی و هر فرع از فروع ، جداگانه