تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
رفت و خود و جوانانش را به کشتن داد و اهل بیتش را به اسارت داد زیرا وجدانش از خدمت به خلق خدا لذت میبرد ، این درست نیست ، زیرا لذت در پایان به خود انسان برمیگردد و دیگر با " پاکباختگی " جور در نمیآید . ثانیا اگر خدائی در عالم نباشد و نظام و هدفی در کار نباشد و اگر یک نوع وابستگی باطنی میان اشیاء و انسانها برقرار نباشد ، خود لذت بردن که ما بر اساس آن ساخته شدهایم ، آیا نباید گفت غلطی در طبیعت است ؟ لذت ما در ما هست اما یک اشتباه است ، زیرا هر لذتی از لذات مادی به خاطر نیازی است که طبیعت دارد . شوپنهاور میگوید : طبیعت ، برای اینکه افراد انسان را گول بزند و بدنبال مقاصد خودش بفرستد ، لذتهائی را در کام بشر ریخته است و بدینوسیله او را گول زده و به دنبال هدفهای خود فرستاده است . مثلا هدف طبیعت اینست که نسل باقی بماند . حال اگر به بشر فرمان بدهد که تو به خاطر بقای نسل ازدواج کن ، زحمت بکش و زن و بچه را نان بده ، بشر عاقل چنین کاری نمیکند . ولی برای آنکه بشر را گول بزند و به دنبال هدفهای خود بفرستد ، این لذت را در کام او گذاشته به طوری که خود به طوع و رغبت و اختیار و با کمال میل ازدواج میکند . به هر حال هر لذتی بر اساس یک نیاز است . اگر از خوردن یک غذا لذت میبریم به خاطر آنست که طبیعت ما به آن ماده احتیاج دارد و اگر لذت نبریم نمیخوریم . از نوشیدن آب لذت میبریم زیرا طبیعتمان به آب احتیاج دارد . از خواب لذت میبریم زیرا احتیاج داریم . یعنی هر لذتی بر اساس یک نیاز واقعی است ،