تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
در دوره توحش انسان و چه در دوره تمدن انسان . اینها معتقدند که تمدن و فرهنگ ، ماهیت و طبیعت انسان را تغییر نداده و هیچ چیزی نتوانسته است سرشت پلید این موجود به نام انسان را عوض کند ، منتها فرق انسان وحشی بدوی ابتدائی با انسان متمدن با فرهنگ امروزی در هدفها و مقصدها نیست بلکه فقط و فقط در نحوه کار است ، در روش است ، در صورت و شکل است . انسان بدوی به حکم بدوی بودن و مجهز نبودن به فرهنگ و تمدن ، جنایتهای خودش را صریحتر و بیپرده انجام میداد ولی بشر متمدن با فرهنگ امروز همان جنایتها را در زیر لفافهها و سترها و روپوشهای طلائی ، زیر عنوان شیکترین کلمات و مدرنترین الفاظ و اصطلاحات انجام میدهد در حالی که مطلب همانست ، در ماهیت آنچه انسان وحشی میکرده و آنچه انسان متمدن میکند ، تفاوتی نیست ، در صورت و شکل آنها تفاوت است . نتیجه چیست ؟ میگویند نتیجه یأس و ناامیدی است . چاره چیست ؟ راهش چیست ؟ میگویند انتحار دسته جمعی ، خودکشی . خوشبختانه در میان ما این فکرها کم است ، اگر نبود که من اصلا اسمش را هم نمیبردم ولی چون به مقدار کم هست و میدانم بالخصوص در میان طبقه دانشجو این فکرها کم و بیش ممکن است وجود داشته باشد و در لابلای کتابهائی که مطالعه کردهام آمده است لذا به آن اشاره میکنم . عجیب این است که میگویند : انسانی که به بلوغ فرهنگی رسیده است باید خودکشی کند ، چرا ؟ زیرا بعد از اینکه فهمید طبیعت انسانی لاعلاج است حق دارد خودش را بکشد و حق دارد دیگران را هم