تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
حق ، باطل را اراده میکنند ، مقصودشان از حریت اینست که مجتهدان خود را محدود و مقید به آنچه از ناحیه کتاب و سنت رسیده نمیدانند و از تقید به حدود کتاب و سنت آزادند ! مستشرقین روح اعتزال را در مقابل روح اشعریت نیز به عنوان حریت به همین معنی که گفته شد توجیه میکنند . آنها چنین وانمود میکنند که اسلام مساوی است با عقائد و افکار اشعری . ولی در این میان گروهی روشنفکر ( معتزله ) پیدا شدند که خود را از قید تعبد به کتاب و سنت آزاد کردند . مجتهدان نیز در مقابل ظاهریون گروهی دیگر از احرار بودند . اینگونه تفسیر از اجتهاد یا اعتزال دروغ و بهتان محض است . اجتهاد در فقه و اعتزال در کلام البته نوعی حریت است ولی حریت از جمود و تقشر . تاریخ گواه است که مجتهدان و معتقدان به حق عقل در فقه یا کلام که به حق باید آنها را " احرار " نامید از مؤمن ترین و با تسلیمترین و با تقواترین و مخلص ترین علماء اسلامی بودهاند و هرگز ظاهریین و اشعریین از آنها مقیدتر به حفظ موازین اسلامی نبودهاند .
حریت شیخ طوسی
شیخ طوسی از اینگونه احرار است . سراسر وجود شیخ طوسی از ایمان اسلامی و شور اسلامی و علاقه به خدمت به اسلام موج میزند . او یک دلباخته سر از پا نشناخته است . ولی این شور و ایمان و دلباختگی هرگز او را بسوی جمود و تقشر سوق نداده است . او با جامدان