تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
چون انسان کار را برای لذت انجام میدهد ، منتها یا لذت مادی و یا لذت معنوی . اپیکور که از فلاسفه قدیم یونان است ، طرفدار لذت است اصالت لذت منتها با تعبیر معروفی که از مکتب او میکنند ، میگویند او طرفدار " دم غنیمتی " است که از زبان خیام هم میگویند و مقصود همان عیاشی و خوشی ظاهری و استفاده از فرصتها در خوردن و نوشیدن و هر نوع لذت مادی است و لهذا " لاابالی گری " به " اپیکوریسم " معروف شده است ، ولی میگویند مکتب واقعی او این نبوده و لذت را تنها به لذت حیوانی محدود نمیکند ، بلکه معتقد است که برای انسان یک سلسله لذات معنوی هم وجود دارد و لذات معنوی از لذات مادی ، هم بادوامتر است و هم بیرنجتر . ممکن است کسی بگوید چه مانعی دارد که ما بر اساس وجدان انسان که از کارهای اخلاقی لذت میبرد ، ولو اینکه خدائی در کار نباشد معنویت را برقرار کنیم . مثلا انسان از زیبائی لذت میبرد بدون اینکه هیچ منفعت مادی داشته باشد که به حال جسمش مفید باشد یا خود جسم باشد . و یا انسان اگر منزلی داشته باشد و در آن گلکاری عالیای باشد که از منظرهاش لذت ببرد برای او ارزش دارد در صورتی که این منظره نه خودش ماده است که انسان به آن برسد و نه به حال جسم انسان مفید است ولی به حال روان انسان مفید است . بالاخره انسان به نوعی از آن ، استفاده و لذت میبرد . و یا یک مرغ خوش آواز که در باغ چه چه میزند برای انسان ارزش دارد و از آن لذت میبرد در صورتی که نه خود آن چه چه مادهای است که انسان به آن برسد و نه جسمش از آن سود میبرد ولی روانش لذت میبرد .