تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩
« یا غیاث المستغیثین یا حبیب قلوب الصادقین و یا اله العالمین »
[١] " مساله عبادت " تقریبا برمیگردد به مساله حقیقت . خودش "
حق پرستی " است و خود پرستش برای انسان اساسا موضوعیت دارد . « ما
عبدتک خوفا من نارک و لا طمعا فی جنتک بل وجدتک اهلا للعباده فعبدتک »
. اینجاست که عبادت خیلی اوج میگیرد . یعنی از زمین تا آسمان فرق دارد
. آن عبادتی که خدا و عبادت وسیلهای برای مشتهیات حیوانی انسان ولو در
جهان دیگر قرار بگیرد کجا ، و عبادتی که خودش پرستشی باشد که برای انسان
اصالت دارد کجا .
پس نظریه عبادت بالاخره منتهی میشود به اینکه مراتب دارد . و در این
حال عبادت برای مشتهیات حیوانی آخرت نسبت به عبادت نکردن و چسبیدن
به مادیات ، مسلم کمال است چون حداقل انسان خدا را واسطه کرده است آن
هم برای امر باقی ، و این خیلی کمال است نسبت به هواپرستی و نفس پرستی
. ولی تفاوت این عبادت با آن درجه از عبادت که در اوج است از زمین تا
آسمان است .
پس اگر گفتهاند : « و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون »و از طرفی
گفتهاند عبادت مراتب دارد ، معلوم است هدف اصلی مرتبه پائین عبادت
نیست بلکه مرتبه عالی آن است ، و هر که بدانجا نرسیده ، برای او این
مرتبه پائینتر ، از هیچ بهتر است .
در تفسیر ابن عباس آمده است : لیعبدون ای لیعرفون ( لیعبدون یعنی مرا
بشناسند ) و آنطور که ما عبادت را معنا کردیم ، ایندو با هم یکی میشود .
چون عرفان در اینجا معرفت کامل و شهودی حق
[١] دعای کمیل .