تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٩
و زمانی زیادتر میشود .
چگونه ممکن است مخالفت ائمه اهل بیت با قیاس بر اساس مخالفت با
دخالت عقل در کار دین باشد و حال آنکه آنها به تبع قرآن مجید عقل را
حجت باطن و نبی درونی میدانستند [١] .
فقهاء شیعه نگفتند که ادله استنباط چهار است : کتاب ، سنت ، اجماع ،
قیاس ، همچنانکه نگفتند ادله استنباط سه است : کتاب ، سنت ، اجماع .
بلکه گفتند ادله استنباط چهار است : کتاب ، سنت ، اجماع ، عقل . پس
معلوم میشود علما و فقهاء شیعه به پیروی از دستور اهل بیت ، نوعی از
مداخله رای و نظر را که به نام قیاس نامیده میشد باطل میشناختند ولی حق
عقل را در اجتهاد و استنباط محفوظ میداشتند .
به علاوه میدانیم که به موازات بحث قیاس در فقه که مورد قبول بعضی از
ائمه جماعت و انکار بعض دیگر از خود آنها بود بحث دیگری کلامی در همان
عصر مطرح شد که در واقع یک ریشه داشت و آن بحث معروف حسن و قبح عقلی
بود . طرفداران قیاس در فقه در این مساله کلامی طرفدار حسن و قبح عقلی ،
و منکرین قیاس منکر حسن و قبح عقلی شدند ولی علماء شیعه با اینکه با
قیاس در فقه مخالفت کردند از حسن و قبح عقلی طرفداری کردند و لهذا در
شمار عدلیه در آمدند ، و این خود میرساند که مخالفت با قیاس بر اساس
مخالفت و انکار عقل نبوده است .
[١] اصول کافی ، جلد اول ، کتاب العقل و الجهل .