تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦
انسانیت انسان با حیوانیت انسان است . چون انسان در عین اینکه انسان
است و یک سلسله ارزشهای انسانی در او نهفته است ، حیوان هم هست یعنی
حیوان انسان شده است ، حیوانی که با حفظ حیوانیت از انسانیت برخوردار
است . در اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا انسانیت انسان تحت الشعاع
حیوانیتش است ، یا حیوانیتش در اطاعت انسانیتش است ؟ قرآن میفرماید
: " « قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها »" [١] . مسئله اصلاح خود
، اصلاح نفس خود ، تزکیه خود ، اسیر مطامع و شهوات نفسانی خود نبودن ،
اسیر خصلتهای حیوانی پست خود نبودن را مطرح میکند که تا انسان از ناحیه
اخلاقی تکامل پیدا نکرده باشد یعنی تا از درون خودش ، از حیوانیت خودش
رهائی پیدا نکرده باشد امکان ندارد که در رابطهاش با انسانهای دیگر حسن
رابطه داشته باشد یعنی بتواند از اسارت انسانهای دیگر رهایی یابد یا
خودش انسان دیگر را به اسارت خود در نیاورد . پس در واقع ما در چهار
قسمت بحث کردیم :
١ - رابطه انسان با طبیعت : پیشرفت کرده است به همان معنا که عرض
کردم .
٢ - روابط ساختمانی و تشکیلاتی اجتماع ، که انسان از نظر ساختمان اجتماع
و تشکیلات اجتماعی پیشرفت کرده است .
٣ - حسن رابطه انسانها با یکدیگر که معنایش معنویت انسان است و
حقیقت انسانیت انسان به آن وابسته است . در این ، تردید است
[١] سوره شمس آیات ٨ و ٩ : " هر که جان را مصفا کرد رستگار شد و هر که آنرا بیاسود زیانکار گشت " .