تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٤
فلسفه محض منهای ایمان که نوعی دلبستگی و شیفتگی به هدف برتر و عالیتر است ایدئولوژی کامل انسانی نیست . و گاهی اوقات شبه دوری ایجاد میکنند که معلوم است امری خیالی و استفاده از نیروی خیال بشریت است ، میآیند خود ایدئولوژی را موضوع ایمان قرار میدهند زیرا این خلا را احساس میکنند که ایدئولوژی باید بر ایمان به هدف برتر استوار باشد . در صورتی که ایدئولوژی طرحی است که باید مشتمل بر ایمان باشد و لذا میتواند مقدس باشد اما اگر خود ایدئولوژی مشتمل بر ایمانی نباشد و صرفا یک نظام فکری باشد و خود بخواهد موضوع ایمان یعنی عشق و دلبستگی قرار بگیرد ، این دیگر به هیچ وجه پایه منطقی ندارد . یعنی امری است که با زور تلقین و القاء میشود بدان عمل کرد ولی پایه منطقی حسابی ندارد . اکنون مقداری از یادداشتهای گذشته را درباره مکتب میخوانیم : " مکتب عبارتست از یک سیستم واحد فکری عملی " یعنی نه یک سیستم فکری صرفا نظری که مربوط به علوم نظری است و نه آنچه باید کرد . به اصطلاح فلسفه خودمان سیستم فکری نظری یعنی فکر درباره آنچه که هست . فرض کنید میگوئیم فیزیک ارسطو یک سیستم فکری نظری است یعنی یک نوع طرز تفکر است درباره آنچه هست که چگونه است . و یا میگوئیم فیزیک نیوتون یک سیستم فکری نظری دیگری است درباره آنچه هست . ولی سیستم فکری عملی یعنی یک نظام فکری درباره آنچه باید باشد ، و در اصطلاح قدما حکمت عملی ، که حکمت را به نظری و عملی