تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧
است ؟ و چگونه تظاهر میکنند ؟ همیشه طوری عمل میکنند که مسلک مافوق همه چیز جلوه میکند . و حال آنکه طبق این مکتب ، مسلک چیزی نیست ، وسیلهای است برای رسیدن به منافع زندگی . بر اساس مکتب مادی ، مسلک حکم نقشهای را دارد که مهندس برای ساختمان میکشد . نقشه خودش در مقابل ساختمان تقدسی ندارد بلکه وسیلهای است برای ساختمان . بهترین نقشهها در مقابل ساختمانی که بر اساس آن ساخته میشود ، فرع است و ساختمان ، اصل . ساختمان هرگز نباید فدای نقشه شود بلکه نقشه برای ساختمان است . حداکثر این است که مسلک بهترین طرح و نقشه برای ساختمان اجتماع است ولی چرا دیگر خود این نقشه برای من حکم یک بت را پیدا کند و معبود من قرار گیرد ؟ نقشه برای ساختمان است و ساختمان برای من ، بعد من فدای نقشه بشوم ؟ ! این حرف اساسا معنا ندارد . ولی در عین حال به مسلک به عنوان وسیله برای ساختمان اجتماع و وسیله برای زندگی افراد نگاه نمیشود ، بلکه به عنوان یک امر دارای نوعی قد است و بزرگی که افتخار یک انسان این است که خود را فدای آن بکند نگاه میشود ، گو اینکه این را بیمبنا و بی اساس هم بگویند ولی بالاخره چارهای ندارد و حتی به صورت تلقین هم که شده به خود و دیگران تلقین میکنند .
جامعه نیازمند ارزشهای معنوی است
بنابراین هیچ اجتماعی از یک سلسله " هدفهای معنوی " یا بقول امروزیها " ارزشهای معنوی " بینیاز نیست . حالا باید دید این ارزشهای