تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦
استفاده کنند . هرگز چنین نیست . تازه مانند کارمند دولت خودمان است که با آنکه مال دولت مال عموم است و مال فرد نیست اما آیا از این مال عموم که هیچ عنوان مالکیت فردی و اختصاصی هم ندارد ، افراد یک جور استفاده میکنند ؟ [ نه ، ] کسی که در یک پست عالیتری است ، مدیر کل است یا با مقامات عالیتری ارتباط دارد ، با عناوین مختلف مانند مسافرتها از این بودجه عمومی استفاده میکند ، و حال اینکه بودجه عمومی است . به علاوه این مطلب خالی از اهمیت نیست و بلکه مهمتر است که در همان جامعههای اشتراکی نیاز به گذشتها و فداکاریها و صرف نظر کردن از مواهب مادی در کارها وجود دارد . فی المثل کسی که سرباز است و باید به میدان جنگ برود و کشته شود ، دیگر نمیشود بر اساس منافع مشترک کشته شود ، زیرا معنا ندارد . حتما باید ایده یا احساسات و . . . بر وجود او حاکم باشد تا حاضر شود خود را برای آن ایده به کشتن دهد . اینجاست که حتی مادیترین مکتبها هم خود را بینیاز از نوعی ارزش و معنویت نمیداند ولو به عنوان اینکه خود مسلک را به صورت یک معبود در آورند ، به صورت یک شیئی با ارزش در آورند و این خود یک معنویت است . بدون شک مکتبی که همه چیزش بر اساس اشتراک در منافع مادی و حفظ آن باشد ، نمیتواند یک مکتب جامع باشد ، اصلا نمیتواند یک مکتب عملی باشد . و لهذا خود همینها پای یک سلسله معنویتها را به میان میآورند . مثلا رفتار رهبران مادی کمونیستی نسبت به مسلک یا آرمها ، شعارها و علائمی که مربوط به مسلک است چگونه