تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥
مثلا آیا افراد آرزو نمیکنند مانند مرحوم آقای بروجردی باشند که افراد آرزوی دیدنش را داشتند که با کمال خضوع و خشوع دستش را ببوسند و با التماس به او پول بدهند و از جواب سلامش هم مفتخر باشند . این ، ارزش است برای بشر . مگر همه ارزشها پول است ؟ یا در مقابل ، مثلا مانند شاه مملکت باشند که ولو از ترس ، صدها هزار سرباز و افسر در مقابلش پیشفنگ و پافنگ کنند و احترام بگزارند ؟ بالاخره اینها برای بشر ارزش دارد . اگر نداشت هرگز بخاطر چنین مقامی از همه چیز دیگر نمیگذشتند ، و اینها مسائل کوچکی نیست . بنابراین ریشه تجاوز به حقوق یکدیگر و مایه امتیاز تنها مال و ثروت نیست و آن چیزهای دیگر هم قابل اشتراک نیست که آنها را اشتراکی کنند . ثانیا - وقتی به وسائل دیگر امتیازات دیگر بدست آوردند ، در همان جامعههائی هم که اشتراکی است ، باز بهره از مال و ثروت ، برای آن صاحبان امتیاز ، مسلم بیشتر است . آیا در شوروی بهره مال و ثروت خروشچف با بهره مثلا یک دهقان برابر است ؟ ولو اینکه او نماینده طبقه دهقان باشد . بالاخره برای دهقان در عمرش یک بار هم اتفاق نمیافتد که هواپیما سوار شود و از این شهر به آن شهر برود . ولی او بهترین هواپیما را در اختیار دارد و به مسافرت و این سو و آن سو میرود . پس اینطور نیست که تنها امتیاز ، مال و ثروت باشد که با اشتراکیت ثروت ، مشکل حل شود و نیز با فرض اشتراک ثروت اینطور نیست که افراد در هر مقامی که باشند از ثروت اشتراکی به یک حد