تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٢
باشند میان بشر و خدا تا بشر خدا را پرستش کند ، و دیگر بدین جهت که عدالت در میان بشر برقرار شود ، و هیچکدام از ایندو مقدمه دیگری نباشد و هر دو هدف اصلی باشند و دیدیم که در قرآن هر دو هدف آمده است . چه مانعی دارد که هر دو اصالت داشته باشند و هیچکدام مقدمه دیگری نباشد . نظیر این مطلب در مسائل دیگری که قرآن طرح کرده است ، وجود دارد . مثلا قرآن روی مسئله تزکیه نفس تکیه کرده است . مسلما قرآن به امری که آنرا تزکیه و تهذیب نفس و به یک اعتبار تنمیه و تثمیر نفس مینامد تکیه کرده است چنانکه میفرماید : " « قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها " رستگاری انسان را در گرو تزکیه نفس میداند . آیا از نظر اسلام تزکیه نفس ، خود هدف است ؟ آیا برای زندگی انسان و بعثت انبیاء و خلقت انسان تزکیه نفس هدف است یا مقدمه است ؟ و اگر مقدمه است ، مقدمه چیست ؟ آیا مقدمه معرفه الله و اتصال به خدا و عبادت او است ؟ و یا مقدمه برقراری عدالت اجتماعی است و انبیاء آمدهاند که عدالت اجتماعی را برقرار کنند و برای برقراری آن ناچار بودهاند در بشر پارهای از صفات را که با زندگی اجتماعی جور در نمیآید ، رذیله بخوانند و صفات دیگری را که با زندگی اجتماعی مناسب است فضیلت بنامند و بگویند باید انسان خود را از صفاتی که ضد اخلاق اجتماعی است همچون حسد ، کبر ، عجیب و خودپرستی ، هواپرستی و . . . بپیراید و به یک سلسله صفات دیگر که اخلاق اجتماعی است و به عدالت اجتماعی کمک میکند مانند راستی ، امانت ، احسان ، محبت ، تواضع و . . . بیاراید ؟ یا اینکه گفته شود اصولا تزکیه نفس قطع نظر از همه اینها خود هدف