تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠
بر غیر است و با قانون تا آنجا که به نفعش است میسازد و هر جا که بر ضررش است ، آنرا طرد میکند . بنابر این قانون باید به گونهای باشد که بشر در مقابل آن خضوع داشته باشد و چنین قانونی جز اینکه از سوی خدا باشد و بشر در عمق و جدانش از مخالفت با آن بترسد ، راهی ندارد . پس برای اینکه عدالت برقرار شود قانون عادلانه لازم است و قانون عادلانه باید از طرف خدا باشد . و برای اینکه قانون عادلانه ضمانت اجرائی داشته باشد ، باید پاداش و کیفری از طرف خدا وضع شود . و برای اینکه مردم به این پاداش و کیفر ایمان پیدا کنند باید خود خدا را بشناسند . پس شناختن خدا به چند واسطه مقدمه شد برای برقراری عدالت . حتی [ مطابق این استدلال میتوان گفت ] عبادات برای این مقرر شده است که مردم مقنن قانون را فراموش نکنند و ارتباطشان همواره با او برقرار باشد و بیادشان باشد که خدائی دارند و مراقب آنهاست ، و همان خدا است که قانون عادلانه را میان آنها وضع کرده است . روی این حساب اگر ما باشیم و این آیه قرآن ، باید بگوئیم هدف اصلی از بعثت انبیاء و برقراری عدالت در میان مردم است ، و دعوت به خدا هدف ثانوی است برای اینکه مقنن قانون را بشناسند و از او حساب ببرند ، و الا مسئله دعوت به خدا و شناخت خدا اصالتی نداشته و بر این منطق استوار است . پس در واقع ما سه منطق داریم و باید ببینیم کدامیک را باید پذیرفت . یک منطق همین است که گفتیم . البته طرفداری ندارد و اینکه