تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
از همان داستان هابیل و قابیل که شروع میکند آنرا به صورت جنگ میان
دو انسانی بیان میکند که یکی به عقیده و آرمان رسیده ، انسانی است حق جو
و حق طلب و عدالتخواه و فارغ از کششها و گرایشهای مادی ، و دیگری یک
انسان منحط حیوان صفت . اولی انسانی است که سخنش خدا و تقوا است و
اینکه عمل را خدا بر اساس تقوا میپذیرد و بس ، انسانی است که در مقابل
آن دیگری میگوید تو اگر دست دراز کنی که مرا بکشی من نیستم کسی که قاتل
باشم ( پس کشتار در طبیعت انسان نیست ) من از پروردگار عالمیان باک
دارم . درباره آن انسان دیگر میگوید : " « فطوعت له نفسه قتل اخیه »"
او اسیر نفس اماره خویش است .
داستان هابیل و قابیل در قرآن از شکوهمندترین داستانها است که نظر
قرآن را درباره انسان بیان میکند که چگونه انسان به آرمان و عقیده و
ایمان رسیده و آزادی یافته از اسارتهای مادی و طبیعی و اجتماعی و نفسانی
، عقیده پرست و ایده پرست میشود و چگونه در راه عقیدهاش استوار است و
نیز چگونه انسان دیگر گرایش به سفل پیدا میکند .
> پذیرفته نشد ( قابیل به برادرش هابیل که قربانیش قبول شده بود ) گفت : من ترا البته خواهم کشت . ( هابیل ) گفت ( مرا گناهی نیست ) که خدا قربانی متقین را خواهد پذیرفت . اگر تو به کشتن من دست بر آوری من هرگز به کشتن تو دست دراز نخواهم کرد من از خدای جهانیان میترسم . من خواهم که گناه کشتن من و گناه مخالفت تو هر دو به تو باز گردد تا تو اهل جهنم شوی که آن آتش جزای ستمکاران است . آنگاه پس از این گفتگو هوای نفس او را برکشتن برادرش ترغیب نمود تا او را به قتل رساند . ( مائده ٣٠٢٧ ) .