تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
گذاشت ، به این معنا که مسائلی را فرض و تخیل میکنند و در اطراف آن مسائل فرضی به بحث و مناظره میپردازند ، و البته ممکن است در همه عمر بشر چنین فرضی واقع نشود ، اما از نظر اعمال قواعد اصولی جالب است که ببینیم جای کدامیک از اصول چهارگانه یعنی برائت و احتیاط و تخییر و استصحاب یا برخی قواعد و اصول دیگر از قبیل اصاله الطهاره یا قاعده فراغ و تجاوز است . و چون این اصول علمی درجائی جاری است که شکی در کار باشد ، و از طرفی موقعی معما آمیز میگردد که یک علم اجمالی و مبهم هم در کار باشد ، لهذا در این مسائل فرضی و ساخته شده ، " شک " و " علم اجمالی " زیاد به گوش میخورد و گاهی در میان این مسائل فرضی مسائل خوشمزهای فرض میشود که جالب توجه است . مثلا فرض میکنیم شخصی وضو گرفت و بعد رفت داخل اطاق شد ، بعد که بیرون آمد علم اجمالی دارد که در وقتی که داخل اطاق شد یا نماز فریضهاش را خواند پس تکلیفش ساقط است و یا با زوجه خودش مقاربت کرد پس نه تنها تکلیف و فریضهاش ساقط نشده بلکه طهارتش ( وضو ) نیز باطل شده و باید برود غسل کند و نماز بخواند حالا تکلیف این شخص چیست ، برود احتیاطا غسل کند و بعد هم فریضه نماز را ادا کند و یا بنا بگذارد که نماز خوانده و غسل هم نکند یا تنها غسل بکند ؟ حالا آیا چنین فرضی برای کسی اتفاق میافتد یا اتفاق نمیافتد مطلب دیگری است . یک بار دیگر هم در تاریخ اسلامی روحیه " مسئله سازی " و دنبال مسائل فرضی رفتن پدید آمده و آن در قرن دوم هجری یعنی هنگامی