تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩
قرن نیست ، مقررات دیگری مناسب با روح قرن لازم است . این جمله را طوطیوار تکرار میکنند ولی اگر توضیح بخواهید که آن عواملی که در این قرن پیدا شده که ایجاب میکند قوانین اصلی زندگی بشر تغییر کند چیست ؟ مقتضیات زمان یعنی چه و چگونه است ؟ چه رابطهای هست میان تکامل و تغییر وسائل زندگی و تغییر اصول و مقررات و مدارهای زندگی ، البته جوابی نخواهید شنید . آنها همینقدر فکر میکنند که مثلا چون وسائل مسافرت عوض شده پس علی القاعده باید اصول اخلاق و مقررات اجتماع هم تغییر کند . و البته کیست که نداند در این میان دستهائی در کار است که شرق را از اصولی که به آنها میبالد و پایه و مایه شخصیت او است خلع و عریان کند تا او را بصورت لقمه قابل هضمی برای غرب در آورد ؟ اما یک نکته را نباید فراموش کنیم : بدون شک ما از نظر فقه و اجتهاد در عصری شبیه به عصر شیخ طوسی زندگی میکنیم ، دچار نوعی جمود و اعراض از مواجهه با مسائل مورد نیاز عصر خود هستیم . ما نمیخواهیم زحمت گام برداری در راههای نرفته را که عصر ما پیش پای ما گذاشته بخود بدهیم . همه علاقه ما به اینست که راههای رفته را برویم و جادههای هموار و کوبیده را بپیماییم . ما ترجیح میدهیم راه هفتصد ساله حل شبهه ابن قبه را طی کنیم و حال آنکه امروز صدها شبهه از شبهه " ابن قبه " مهمتر و اساسیتر و وابستهتر به زندگی عملی خود داریم . شیخ الطائفه بلکه شیخ الطائفههائی برای قرن چهاردهم ضروری است که :