تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤
است که در پرتو این اصول و کلیات الی یوم القیامه به اجتهاد و استکشاف بپردازند . آنها طبق طرز تفکر مادی خود چنین وانمود میکنند که اسلام پارهای مقررات ساده و متناسب با زندگی اعراب چهارده قرن پیش آورد ولی طولی نکشید که جامعه وسیعی را در بر گرفت و زندگی تحول یافت ، قوانین اسلامی برای چنین جامعهای نارسا بود و علماء اسلامی به خاطر علاقه به اسلام دوره به دوره طبق احتیاجاتی که پیدا میشد از پیش خود وضع قوانین و جعل احکام میکردند و نام آنرا اجتهاد میگذاشتند و رنگ اسلامی به آن میدادند ، و چون اهل تسنن اکثریت را تشکیل میدادند و مسؤولیت حکومت را بر عهده داشتند ، احتیاجات ، آنها را زودتر وارد اجتهاد کرد و شیعه چون در اقلیت بودند قهرا آن تحرک در میان آنها نبوده پس بدین علت شیعه دیرتر به کار اجتهاد پرداخت . ولی چنانکه گفتیم نه اجتهاد آن است که این مستشرقان نیک نهاد ! پنداشتهاند و نه شیعه دیرتر به کار اجتهاد پرداخت . آنچه در شیعه در زمینه مسائل اصولیه بوده است به صورت رسالههای جدا جدا بوده مثلا رسالهای در عام و خاص ، رسالهای د ر ناسخ و منسوخ و امثال اینها . شاید اگر تفاوتی هست در اینست که اهل تسنن قبل از شیعه کتاب جامع در مسائل اصولی تالیف کردند .
اجتهاد و حریت
مستشرقین نوعا اجتهاد را نوعی حریت تلقی میکنند ، و اتفاقا هم چنین است ، اجتهاد نوعی حریت است . ولی آنها از این کلمه