تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢
بودند ولی غالبا اینچنین نبود ، قهرا ضرورت پیدا میکرد که مشکل به طریق
دیگر حل شود .
در تاریخ میخوانیم که گاهی شیعیان عراق یا خراسان پرسشهای خود را جمع
میکردند و به وسیله مسافران حج به مدینه میفرستادند و تا رسیدن جواب شش
ماه و یا یک سال طول میکشید . در بعضی از اوقات ائمه تحت نظر بودند و
یا در زندان میزیستند . امام صادق علیهالسلام مدتی در زمان منصور تحت نظر
بودند و کسی حق ملاقات با ایشان را نداشت .
داستان مردی که مسالهای داشت و میخواست از امام سؤال کند و چون امام
تحت نظر بود امکان ملاقات نبود و آن مرد تدبیری اندیشید به این نحو که
به صورت خیار فروش در آمد و به بهانه فروختن خیار وارد خانه امام شد و
مساله را پرسید ، معروف است و همه میدانند .
امام موسی بن جعفر علیهالسلام چند سال در زندانهای بصره و بغداد بودند و
در همانجا از دنیا رحلت کردند .
در این مواقع شیعه چه میکردند ؟ آیا مسالهای رخ نمیداد و یا تمام صور
مختلف مسائل قبلا پرسیده شده بود و جوابهای آمادهای موجود بود ؟
ثانیا تاریخ شیعه و ائمه شیعه حکایت میکند که امامان ، اکابر اصحاب
خویش را که مدتها شاگردی کرده بودند و آشنا با اصول و مبادی فقه شیعه
بودند تشویق میکردند که بنشینند و فتوا بدهند .
امام صادق علیهالسلام به ابان بن تغلب فرمود [١] : « اجلس فی مسجد »
[١] جامع الرواه و سفینه البحار ذیل احوال ابان .