تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١
برخی عذر عدم اجتهاد در شیعه را در عهد ائمه به صورت مؤدبانهای ذکر میکنند و میگویند در آن عهد از نظر شیعه نیازی به اجتهاد نبود زیرا خود ائمه معصومین حاضر بودند و باب علم مفتوح بود . اجتهاد وقتی ضرورت پیدا میکند که راه دانستن هر حکمی مستقلا و مستقیما بسته باشد و ایجاب کند که از اصول استخراج شود ، اما وقتی که هر مسالهای را مستقلا و مستقیما میتوان از معصوم پرسید چه نیازی به اجتهاد است خواه اجتهاد را به معنی تفریع و رد فروع بر اصول بپذیریم و یا به معنی قیاس و اجتهاد رای . مستر چارلز آدامس در سخنرانی دیروز خود در اینجا همین مطلب را گفتند . ایشان چنین فرض کردند که اجتهاد در شیعه بعد از عصر ائمه پیدا شده است و علت اینکه شیعه دیرتر از اهل سنت به کار اجتهاد پرداخت این بود که در عصر ائمه از اجتهاد بی نیاز بود . این تصور به ادلهای باطل است : اولا این تصور که در عصر ائمه باب علم مفتوح بود و نیازی به اجتهاد و فتوی نبود غلط است . ائمه معمولا در مدینه بودند و تنها برای شیعیانی که در مدینه میزیستند این امکان بود که حکم هر مسالهای را مستقیما از خود ائمه بپرسند ، اما شیعیانی که در عراق یا خراسان یا جای دیگر میزیستند کجا میتوانستند هر مساله مورد ابتلای فوری را از ائمه بپرسند ؟ آنها ناچار از راویان حدیث و شاگردان ائمه که مدتی از درس آنها استفاده کرده بودند و احیانا کتابهائی تالیف کرده بودند میپرسیدند . البته گاهی عین پرسشهائی که از آنها میشد قبلا پرسش شده بود و جوابش را مستقیما از ائمه شنیده