تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠
باشد که خود را ، و بنابراین مرز بین خود و دیگران نداشته باشد ، برای دیگران همان را خوش دارد که برای خود ، و آنجا که امر دائر است بین خود و دیگران ، دیگران را بر خود مقدم بدارد . پس کمال انسان در محبت است . تکیه این مکتب بر روی " عواطف انسانی " است . میگوید این عواطف که در انسان رشد کرد انسان کامل شده است . مکتب دیگر روی " زیبائی " تکیه میکند و کمال انسان را در جمال و زیبائی میداند ، نه تنها زیبائی جسمی که برای آن ارزش زیادی قائل نیستند ، بلکه همچنین زیبایی معنوی . اخلاق عالی را از آن جهت کمال میدانند که زیبا و فضیلت است . اصولا مکتب فضیلت سقراط در باب اخلاق ( مکتب اخلاق سقراطی ) از همین جا ناشی میشود . فلان چیز " فضیلت " است یعنی دارای " حسن عقلی " یا " زیبائی عقلی " است . این مکتب اخلاق را بر اساس حسن و قبح عقلی و بر اساس فضیلت میسنجد . میگوید راستی خوب است چون زیباست . و دیگر حرفی بالاتر از خوب بودن ندارد و خوب در امور عقلی همانند خوب در امور حسی است . ( یک خوب حسی داریم و یک خوب عقلی ) . علم هم از نظر آنان از آن جهت کمال است که زیباست . یعنی جهل رذیلت و زشت است و علم زیباست . قدرت هم چنین است . و لذا اخلاق سقراطی که در آن همه چیز در دو سوی فضیلت یا رذیلت است و تکیه به حسن و قبح عقلی دارد در آخر برمیگردد به نوعی زیبائی عقلی . شعر و هنر و ابداع و . . . که در واقع خلق زیبائی است برمیگردد به زیبائی ، چون خالق زیبائی تا خود زیبا نباشد نمیتواند