تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
میکنیم تا ببینیم آیا نظر اسلام با یکی از آنها منطبق است ، یا نه ، اسلام نظر جداگانهای دارد . گفتیم در جهان بینی عرفانی و از نظر عرفا که بیش از همه درباره " انسان کامل " بحث کردهاند و این عنوان هم اساسا مال آنهاست ، حقیقت ، واحد است و بس ، و آن حقیقت واحد مساوی است با ذات حق و مخلوقات به نحوی عبارتند از تجلیات ذات حق ، یعنی امری مباین با ذات حق نیستند . و انسان که یک مخلوق جامعتری است و بقول آنها کاملترین مظهر اسماء و صفات الهی است ، کمالش در بازگشت به اصل خود است . پس آنان حقیقت را واحد یعنی ذات حق میدانند و غیر ذات حق را به منزله ظل ذات حق یعنی " نمود " میدانند [ به طوری که ] خودشان نسبت به خودشان امور حقیقی هستند ، اما نسبتشان به ذات حق به اصطلاح آنها نسبت شیء و شیء نیست بلکه نسبت شیء و فیء است . او حق مطلق است و در مقابل او هیچ چیز حق نیست . همچنین اعتقاد دارند که برای انسان وصول به حق و یا به قول خودشان فنای در حق میسور است و انسان در مقام تشبیه در حکم موجودی است که از اصل خودش جدا شده و در غربت به سر میبرد و کمال و سعادتش این است که به وطن اصلی خود که ذات حق است باز گردد . ²انا لله و انا الیه راجعون غ. آنها معتقد به راه و مرکب هستند و راه را تمام وجود انسان یعنی قلب انسان و تطورات و تحولات قلب انسان میدانند که به قول ایشان انسان از کثرتها میگذرد و حجابها رفع میشود تا به وحدت کامل میرسد . و مرکب این راه را از نظر آنان عشق است و