تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
برد کاملتر است . زیرا : اولا - ما هیچ چیز دیگر را اینطور تعریف نمیکنیم . ما هرگز یک اسب کامل را اسب برخوردار نمیدانیم . اسب را در ارتباط با صفات خود و در وضع خاص خودش در نظر میگیریم که چه صفاتی باید داشته باشد . اسب کامل آن نیست که مثلا دیشب علف بیشتری خورده باشد . یا در سیب کامل نمیگوئیم سیبی است که برخورداری بیشتری از طبیعت : هوا ، نور و . . . داشته باشد . ثانیا - کدام وجدان این مطلب را قبول میکند که کاملترین انسان برخوردارترین انسانها تعریف شود . چون لازمهاش این است که هر انسانی به هر نسبت که از طبیعت کمتر برخوردار باشد ناقصتر باشد . برخوردارتر ، کاملتر است و نابرخوردارتر ، ناقصتر . بنابراین اگر ما دو انسان داشته باشیم ، یکی مانند معاویه باشد که تمام همش استفاده از حداکثر نعمتهای دنیا باشد با هر شرائطی که هست ، که میگویند خودش را در اواخر عمر گفت ما در نعمت دنیا غلط خوردیم ، و واقعا هم چنین بود زیرا از ٨٠ سال عمرش حدود ٤٠ سالش را به حکومت شام گذراند و از این ٤٠ سال حدود ٢٠ سال به عنوان والی مقتدر بود و ٢٠ سال دیگر خلیفه مقتدر بود ، و دیگری مانند حضرت امیر باشد که برعکس در جهان زاهدانه زندگی کرده و در زهد خود هم فلسفهای داشته است ، حالا فلسفهاش این بوده است که میخواسته آزاد زندگی کند ، یا ایثار کند ، یا همدردی با دیگران کند ، و یا اسیر دنیا نشده باشد و قلب خود را فارغ برای معنویت نگهداشته باشد ، هر چه باشد ، و بهرهاش از دنیا فقط مثلا ١٧ من نان جو باشد ، اولی به