تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩
جامع بوجود آورد ، آنچنانکه مارکسیسم بر این اساس است .
و بازمنهای خدا که خلقت را بر اساس حکمت و هدف و مسؤولیت آفریده
است ، نمیشود چنان ایدههای با ارزشی برای بشر به وجود آورد . آن مکتبی
که مدعی است :
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به
غفلت نخوری
یا میگوید : " « الم تروا ان الله سخر لکم ما فی السموات و ما فی
الارض »" [١] ، برای هر ذرهای مسؤولیت قائل است و میگوید در متن
خلقت هر چیزی برای راهی آفریده شده و مسؤول کار و وظیفهای است . برای
خورشید در متن خلقت وظیفهای قرار داده شده است وظیفه خود را انجام
میدهد . ابر که حرکت میکند وظیفه خود را انجام میدهد . حرکت ابر یعنی
وظیفه انجام دادن . حرکت باد یعنی وظیفه انجام دادن . میوه دادن یک
درخت یعنی وظیفه انجام دادن .
پس چنین مکتبی انسان را هم میتواند مسؤول بداند . انسان موجودی است
مسؤول در میان دریائی از مسؤولیت . ولی مکتبی که همه چیز را عاری از
هدف و غایت میداند ، برای هیچ موجودی معتقد به انجام وظیفه نیست .
تنها به بشر که میرسد میخواهد برای او وظیفه و تکلیف خلق کند به طوری که
بشر واقعا احساس بکند که مسؤول است ، مسؤول خود و دیگران ، و حاضر باشد
به خاطر این مسؤولیتها ، ارزشها و معنویتها فداکاری کند . چرا و بر چه
پایهای ؟ گفتیم حداکثر
[١] سوره لقمان آیه ٢٠ ( مگر نمیبینید که خدا هر چه را در آسمانها و زمین هست رام شما کرد ) .