تکامل اجتماعی انسان - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١
طرفی مادی مسلکند و از طرف دیگر مکتب خود را مکتب انسانیت مینامند و آن را بر روی ارزشهای معنوی استوار میکنند و روی مسئله " مسئولیت " تکیه مینمایند ، معتقدند که بشر آزاد است ، یعنی هیچگونه جبری نه الهی و نه طبیعی بر بشر حکومت نمیکند و انسان تصمیمش به هیچ شکل وابسته به گذشته نیست . پس این خود انسان است که خود را میسازد نه محیط و سرنوشت و خدا و . . . بنابراین خودش مسؤول خودش است . و چون هر کاری را که انسان انجام میدهد به عنوان کار خوب انجام میدهد ( که حرف درستی هم هست یعنی حتی وقتی آدم کار بد را هم انجام میدهد تا به آن در وجدان خود تیتر خوب ندهد انجام نمیدهد اگر چه از یک لحاظ باشد ، و در وجدان خود برای آن " بایدی " درست میکند ) پس هر کاری را که انسان اختیار و انتخاب میکند ، به قول طلاب به دلالت التزامی به دیگران میفهماند که این ، کار خوبی است . وقتی من کاری را انجام میدهم ، به زبان بی زبانی به جامعه میگویم کار من خوب است و باید اینچنین کار کرد ، شما هم چنین بکنید . میگوید هر کار جزئی در بطن خود یک کلیتی دارد ، یعنی هر کاری که انسان به طور فردی انجام میدهد ، گویی میخواهد به جامعه بگوید اینچنین باید کار کرد و طبعا جامعه وادار میشود که اینچنین کار بکند . یعنی هر کس در کار خود ، خودش را سرمشق دیگران قرار میدهد . پس انسان ، هم مسوول خود است و هم مسؤول دیگران ، زیرا به کار خود ارزش میدهد و آنرا خوب میداند و از این رو دیگران را هم به انجام آن دعوت میکند . از اینجا مسئله مسؤولیت را طرح میکنند که هر فردی در جهان مسؤول خود و دیگران