شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٤٤٣
يكى از چهار نفر بعد يا احتمالاً محمّد بن اسماعيل نيشابورى مشهور به بندقى يا بندفر مى باشد. اما شخص اخير نيز به نوبه خود مجهول الحال است. [١] مطلب ديگر كه در همين زمينه بايد متذكر شد آن است كه در بعضى از موارد مرحوم كلينى به جاى نقل روايت از طريق مشايخ حديثى، مستقيما به كتب حديثى مراجعه كرده و از آنها نقل روايت مى كند. در اين گونه موارد كلينى برخلاف سيره شيخ طوسى، اسناد كتب مورد استفاده را در صدر روايات خود درج كرده است تا اين روايات به عارضه ارسال دچار نگردد. از اين رو سند بسيارى از روايات كافى معرف سلسله اى از مشايخ اجازه است تا مشايخ حديثى و از جمله اساتيد كلينى به همين ترتيب در سند پاره اى از روايات كافى اشكال سند مربوط به ضعف مشايخ اجازه است تا ضعف راويان و مشايخ حديث. اما در اسناد روايات، راهى به تميز اين دو مقوله از يكديگر وجود ندارد. آقاى بهبودى در اين مورد مى نويسد: «آن جا كه كلينى مى گويد: «عدة من أصحابنا عن سهل بن زياد عن الحسن بن محبوب» مشخص نيست كه او روايت حسن بن محبوب را از كتاب سهل استخراج مى كند با اين كه سهل جزء راويان ضعيف است يا آن كه با واسطه سهل بن زياد، روايت را از مشيخه حسن بن محبوب استخراج كرده است (مشيخه حسن بن محبوب از منابع معتبر حديثى بوده و
[١] مشترك عبارت از حديثى است كه يكى از رجال آن بين ثقه و غير ثقه مشترك باشد كه تميز آن احتياج مبرمى به علم رجال دارد و خود يكى از شعب مهم آن علم (رجال) است. شانه چى، كاظم، علم الحديث، ص ١٥٨.[٢] نجاشى، رجال، به رقم ١٢٣.[٣] بحر العلوم، سيد مهدى، رجال، ج ٤، ص ١٣٠.[٤] بنگريد به كافى، ج ٧، ص ٢٣٤، ٢٤٢، ٢٤٣ و ...[٥] كافى، ج ٧، ص ٣٢٣، ٢٣٨، ٢٧٥ و ...[٦] منتقى الجمان، ج ١، ص ٤٣ الى ص ٤٥، ناگفته نماند كه در قسمت مشايخ كلينى از شخصى به نام محمّد بن اسماعيل نيشابورى ملقب به بندفر ياد نموديم. اين شخص چنان كه گذشت به عقيده صاحب منتقى الجمان مجهول الحال است. چرا كه قراينى كه از اين شخص در رجال كشى و فهرست طوسى موجود است معرف دقيق نسبت به شخصيت او نيست از اين رو حسن بن زين الدين به صرف كثرت روايت كلينى از وى، حديث وى را در رديف حديث حسن برآورد كرده است. ميرداماد در كتاب الرواشح السماويه ص ٧٠ الى ٧٤ ضمن بحث مفصل درباره اين شخص او را توثيق كرده است. و آيت اللّه خويى نيز در ترجمه محمّد بن اسماعيل مكنى به ابو الحسن، ضمن رد احتمالات گوناگون ثابت مى كند كه «محمّد بن اسماعيل» به عنوان راوى آثار فضل بن شاذان و يكى از مشايخ كلينى، كسى جز محمّد بن اسماعيل نيشابورى مشهور به بندفر نمى باشد و وى نيز از موثقان است، اما نه به اين دليل كه كلينى از او روايات فراوانى نقل كرده، بلكه به اين خاطر كه وى در اسناد روايات كامل الزيارات قرار گرفته و ابن قولويه نيز در يك توثيق عمومى مشايخ روايات اين كتاب را توثيق كرده است. ضمنا آيت اللّه خويى اين توثيق عمومى را از ابن قولويه پذيرفته است در اين مورد بنگريد به معجم رجال الحديث، مجلدات ١، ص ٥٠ و ١٥، ص ٩٠.[٧] بهبودى، گزيده من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٩، ضمنا بايد توجه داشت كه اهميت گفته استاد بهبودى در اين نكته است كه در صورتى كه مرحوم كلينى همانند شيخ طوسى و شيخ صدوق حديث را مستقيما با نام كسى كه صاحب كتاب بوده، پيوند زده و سپس به درج مشيخه اى همت مى گماشت، در اين صورت ضعف طريق يا ضعف مشايخ اجازه به نفس حديث تسرى پيدا نمى كرد. البته در اين مورد بين رجاليون اختلاف نظر وجود دارد. آيت اللّه خويى در معجم الرجال معتقد است كه در تضعيف يك روايت تفاوتى بين ضعف راويان و مشايخ حديثى با ضعف طريق يا ضعف مشايخ اجازه وجود ندارد (معجم الرجال، ج ١، ص ٨٢) اما عده ديگرى از دانشمندان از جمله آقاى بهبودى معتقدند كه ضعف طريق قابل سرايت به اصول اوليه نيست. از اين رو مى توان اين گونه روايات را در شمار روايات صحيح قلمداد نمود (گزيده من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٢٤) و به نظر مى رسد اين عقيده از صحت بيشترى برخوردار است به شرطى كه بتوان نسبت به مصونيت نسخه هاى مورد استفاده از زياده و نقصان اطمينان حاصل نمود.