شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٤٤١
معهذا على رغم التزام وى به نقل كامل سند در مواردى نيز در سند روايات،، قطع، ارسال و يا تعليق به چشم مى خورد، كه البته اين موارد در مجموع كتاب رقمى محدود است، مثلاً در روايتى آمده است: «محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد، عن الحسين بن سعيد و محمّد بن خالد، عن زكريا بن عمران القمى، عن هارون بن الجهم، عن رجل من أصحاب ابى عبداللّه لم احفظ اسمه قال: سمعت ابا عبداللّه يقول [١] ...» و در روايتى ديگر سند به صورت زير ديده مى شود: «الحسين بن محمّد عن المعلّى بن محمّد عن بعض اصحابه عن ابى بصير قال» [٢] اين گونه روايات در معيار متأخرين از جمله روايات ضعيف به حساب مى آيد، [٣] اما مرحوم كلينى با وثوق به صدور اين روايات از معصوم عليه السلام ، به درج آنها اقدام كرده است، چنان كه در باب ميراث «پسر برادر و جد» پس از ذكر روايتى كه در سند آن «ارسال» وجود دارد مى نويسد: «هذا قد روى وهى اخبار صحيحة» [٤] يعنى: «چنين حكمى از امام عليه السلام روايت شده و از جمله اخبار صحيح مى باشد» و مى دانيم كه در عرف و عادت متقدمان، صرف وثوق به صدور يك روايت از معصوم عليه السلام ، در صحت آن روايت كفايت مى نموده است. [٥]
٣. مشتركات در اسناد روايات:
مسئله ديگرى كه در سند بعضى از روايات كافى جلب نظر مى كند، مسئله وجود مشتركات است. [٦] برخى از مشتركات با مقايسه صدر و ذيل ديگر (اسناد) روايات يا استفاده از قرائن موجود در كتب رجال و حديث قابل شناسايى است اما در پاره اى ديگر وجود قراين نيز نمى تواند در تميز مشتركات مفيد واقع شود. به عنوان يك نمونه در سند: «محمّد عن أحمد عن شاذان بن خليل عن يونس عن حماد عن حسين»
[١] همين مأخذ، ج ١، ص ٢٣٠.[٢] همين مأخذ، ج ١، ص ٤٧٤ و نيز در ص ١٢٠ همين جلد مى نويسد: «على بن محمّد مرسلاً عن ابى الحسن الرضا ...».[٣] موسوى غريقى، قواعد الحديث، ص ١٩، به نقل از وافى.[٤] كلينى، الكافي، ج ٧، ص ١١٥.[٥] موسوى غريفى، قواعد الحديث، ص ١٠.[٦] مشترك عبارت از حديثى است كه يكى از رجال آن بين ثقه و غير ثقه مشترك باشد كه تميز آن احتياج مبرمى به علم رجال دارد و خود يكى از شعب مهم آن علم (رجال) است. شانه چى، كاظم، علم الحديث، ص ١٥٨.