شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٨٤
محمد بن يعقوب كلينى و كتاب كافى
با مرورى بر زندگى مرحوم كلينى بحث را پى مى گيريم: نام: ابوجعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى رازى معروف به «ثقة الاسلام» [١] از مشهورترين فقها و محدثان اماميه است كه در عصر غيبت صغرا مى زيست. ولادت: از تاريخ و مكان ولادت وى اطلاع دقيقى در دست نيست، اما قراين [٢] حاكى از آن است كه وى احتمالاً در اواخر عصر امامت امام حسن عسكرى عليه السلام (م ٢٦٠ ق) و يا اندكى پس از آن [٣] در روستاى كُلَين، [٤] جنوب شهر رى ـ در حوالى حسن آباد فعلى ـ چشم به جهان گشود. خاندان: درباره پدرش يعقوب بن اسحاق اطلاع زيادى نداريم، اما آرامگاه وى در روستاى كُلَين، قرن هاست كه زيارتگاه شيعيان است امرى كه حكايت از شهرت و جلالت وى در آن عصر دارد. خاندان مادرى ثقة الاسلام كلينى خاندانى اهل علم بود. پدر بزرگ مادرى اش، محمد بن ابراهيم بن ابان كلينى و عموى مادرش، احمد بن ابراهيم بن ابان كلينى محدثانى فاضل و نيك بودند. [٥] دايى وى «علّان» نيز محدثى بزرگ بود كه در سفر حج و در راه زيارت خانه خدا به شهادت رسيد. [٦]
[١] ثقة الاسلام يعنى دانشمندى كه مورد وثوق و سند وثاقت اسلام و مسلمين است و آن قدر اهميت داشته كه براى اولين بار كلينى سرآمد دانشمندان و فقها و محدثان پيشين شيعه را بدان منسوب كرده اند. (مفاخر اسلام، ج ٣، ص ٢٨، پاورقى ٢)[٢] درباره اين قراين ر.ك: العميدى، «مع الكلينى و كتابه الكافى»، علوم الحديث، س ١، ش ١، ص ١٥٦ و ١٥٧.[٣] در اين باره ر.ك: خويى، معجم رجال الحديث، ج ١٩، ص ٥٨؛ بحرالعلوم، الفوائد الرجالية، ج ٣، ص ٣٣٦.[٤] كُلَين بر وزن حسين در ٣٨ كيلومترى شهر رى و ناحيه جنوب غربى جاده قم به تهران نزديك حسن آباد كنونى است. به همين جهت او را به لقب «رازى» منسوب به رى هم خوانده اند. دوانى، مفاخر اسلام، ج ٣، ص ٢٧ و فرهنگ جغرافيايى ايران، ج ١، ص ١٣٨.[٥] رجال الطوسى، ص ٤٠٨.[٦] نام دايى كلينى على بن محمد بن ابراهيم رازى كلينى معروف به علّان است كه نجاشى او را اين گونه توصيف كرده است: ثقةٌ، عينٌ، له كتاب اخبار القائم (نجاشى، رجال النجاشى، ص ٢٦٠ و ٢٦١)؛ شيخ صدوق نيز او را در زمره كسانى برشمرده است كه امام زمان (عج) را ديده و با آن حضرت سخن گفته اند. (صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، باب ٤٣، ح ٤٤، ص ٤٧٠). علّان يكى از مشايخ كلينى ـ در عدّه هاى معلوم ـ است كه وى توسط آنها از سهل بن زياد روايت مى كند. (علّامه حلى، خلاصة الأقوال، الفائدة الثالثه، ص ٤٣٠؛ نيز: شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج ٣٠، خاتمه، فايده سوم، ص ١٤٥ـ ١٤٨).